مدح و شهادت جناب حبیب بین مظاهر از اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام
كربلا عشق است، شوق كوی جانان میشوم جسم را وا مینهم، پا تا به سر جان میشوم تا بپیوندم به اقـیانوس عـشـقت یا حـسین در كویر بیكسی رودی خروشان میشوم پیرم اما مرگ در آغاز راهم مانده است در مصاف دشمنان چون تیغِ عریان میشوم حالیا در محـضر قـرآن ناطـق، بر عـدو با زبان تـیغ خود تـفـسـیر قـرآن میشوم جـلـوۀ نـور خـدا را در نـگـاهـت دیـدهام تا همیشه بر تو ای آئینه، حیران میشوم من حـبیبم، حاجی از كاروان جاماندهات میرسم از راه و بر لطف تو مهمان میشوم سعی من از كوفه بود و كربلایم شد صفا پای تو ای كعبهٔ مقصود، قربان میشوم تشنۀ لبّیک ماندی در منای قرب دوست جوشش لبّیک بر آن كام عطشان میشوم |